السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

112

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

و حسن و حسين شاخه‌هاى آنند . هر كس به شاخه‌اى از آن بياويزد ، خداوند او را داخل بهشت خواهد كرد . يا على ! اگر امّت من آن‌قدر روزه گيرند كه هم‌چون كمان گردند و آن‌قدر نماز خوانند كه به‌سان زه كمان شوند امّا تو را دشمن بدارند ، خداوند آنان را به رو در آتش خواهند افكند . » « 1 » 4 - روايت گنجى وى اين حديث را در باب پنجاه و هشت كتاب خود ( در اين كه حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم حضرت على عليه السلام را ويژه‌ى اين گفتار خود قرار داد كه فرمود : « أنا مدينة العلم و علىٌ بابُها . » ) نقل كرده است : خبرداد به ما علّامه قاضى القضاة صدرالشام ابوالطفيل محمّدبن قاضى القضاة شيخ المذاهب ابوالمعالى محمّدبن على قرشى ، از حجّت عرب زيدبن حسن كندى ، از ابومنصور قزاز ، از زين‌الحفاظ و شيخ اهل الحديث على الاطلاق احمد بن‌على بن‌ثابت بغدادى ، ازعبداللَّه بن‌محمّدبن عبداللَّه ، از محمّدبن مظفّر ، از ابوجعفر حسين بن‌حفص خثعمى ، از عبادبن يعقوب ، از يحيىبن بشير كندى ، از اسماعيل بن‌ابراهيم همدانى ، از ابواسحاق ، از حرث ، از على و از عاصم بن‌ضمرة از على ( عليه السلام ) كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « خداوند ، مرا و على را از يك درخت آفريد . من ريشه‌ى آن ، على ساقه‌ى آن ، حسن و حسين ميوه و شيعه برگ آن درخت مىباشد . آيا از پاك و پاكيزه ، چيزى جز پاكيزه بيرون مىآيد ؟ منم شهر علم و على درِ آن شهر است . هر كس مىخواهد به شهر وارد شود ، بايد فقط از دروازه‌ى آن وارد شود . » گنجى افزوده : خطيب در تاريخ خود بدين‌گونه روايت كرده است . نيز گويد : خبر داد به ما حافظيوسف بن‌خليل بن‌عبداللَّه دمشقى در حلب ، از محمّدبن اسماعيل‌بن محمّد طرسوسى ، از ابومنصور محمّدبن اسماعيل صيرفى ، از ابوالحسن‌بن فاذشاه ، از حافظ ابوالقاسم سليمان‌بن احمدبن ايّوب طبرانى ، از حسن‌بن ادريس تسترى ، از ابوعثمان طالوت بن‌عباد صيرفى بصرى ، از فضال بن‌جبير ، از

--> ( 1 ) . المناقب : 297 .